۱۳۸۸ خرداد ۱۷, یکشنبه

پیش ادراک جنسی

«توهم جنسیت» عنوان این تصویر است. در این تصویر در نگاه نخست به نظر می رسد ما با دو هویت جنسی طرفیم؛ یک دختر و یک پسر. در نگاه دقیقتر مشخص می شود این دو احتمالاً دو قلویی با دو هویت جنسی نیستند بلکه هر دو تصویر دستکاری شده یک فرد است که توسط ویرایشگر رایانه ای از هم متمایز شده اند. اما چرا عموماً تصور می کنیم که تصویر سمت راست از آن یک پسر است و سمت چپ چهره یک دختر را نمایش می دهد؟

در واقع مردم در برخورد با عکس«توهم جنسیت» بر اساس تضاد نور و سایه فریب می خورند و جنسیت این دو تصویر را توهم می کنند.  تصاویری هستند که خطای باصره را مثلاً در مورد شکست نور نشان می دهند. در اینگونه موارد شکست نور علت خطای باصره است و با تحلیل هندسی مشخص می شود که حکم ما در مورد تصاویر خطا است. در این تصویر اما خطای باصره ناشی از شکست نور نیست و حکم ما ماهیت جنسی دارد. خطا در اینجا ناشی از ادراک جنسیت شناس ماست که در آن قاعده هایی برای تشخصی هویت جنسی وجود دارد. با تحلیل برداشت افراد از تصویری مانند تصویر بالا مشخص می شود که فرد در برابر تضاد نور به تشخصی هویت جنسی دست می زند. سمت چپ تصویر چهره ای است که بین خطوط چشم و گونه ها و سایه چشم تضاد نور و سایه مشخص است. تصویر حتی رنگی نیست و نیازی به ادراک رنگ ها برای تشخصی جنسیت نداریم. بر اساس حداقل مفاهیم مربوط به نور و سایه ما هویت را تشخیص می دهیم. و البته این تصویر دست کاری شده مشخص می سازد که اشتباه می کنیم. بین ادراک جنسی از پیش ساخته شده ما و واقعیت عینی لزوماً مطابقتی در کار نیست.  همچون خطاهای باصره ناشی از شکست نور در اینجا نیز با یک ادراک پیشین از جنسیت  در مورد تصاویر حکم می کنیم.
تضاد به عنوان مبنای تفاوت جنسی, نشانه مهمی در تشخیص جنسیت است. در این تضاد الگوی بدن مرد یکدستی و سادگی, عدم کنتراست نور و سایه را نشان می دهد. جنسیت مردانه سادگی و یکپارچگی را نشان می دهد. لبه خطوط از هم متمایز نیست و گویی یک تن یکپارچه را حکایت می کند. در برابر این زنانگی تصویر در صورتی تشخصی داده می شود که سایه و نور از طریق تضاد خطوط چشم و گونه مشخص شود. الگوی زنانگی در پیش ادراک جنسی پیچیدگی, صاف و سر راست نبودن و عمق را حکایت می کند. این ویژگی ها با روانشناسی فلسفی جنسیت تطبیق می کند که برای رفتار زن پیچیدگی و طنازی و اغواگری را شاخص می شمارد و برای مرد سادگی  و یکدستی را. توهم ژرفا برای زن و توهم یکدست بودن برای مرد الگوی این پیش ادراک اپتیک نیز هست.
آرایش شیوه ای در تشدید این تضاد و ایجاد تشدید تضاد در جنسیت از طریق اصول این پیش ادراک جنسی است. این پیش ادراک به صورت یک درک هرمنوتیکی اجمالی در جنسیت نقش ایفا می کند اما اصل تضادی که آن را هدایت می کند به روشنی تشخصی داده نمی شود. «توهم جنسیت» به خوبی این اصل مبهم در پیش ادراک جنسی را برای ما می گشاید. و علاوه بر این نشان می که آرایش در جنسیت چگونه ناخودآگاه در راستای این اصل پیش ادراک جنسی شکل گرفته است.
پاورقی: ایده آرایش را از دوست کوییری که عکس را به او نشان دادم اخد کردم.