طراحی استراتژی برای مطالعات جنسی
به عنوان کسی که در بخشی از کارهایم به نظریه اجتماعی پرداخته ام, همیشه با این پارادوکس فلسفی روبرو بوده ام: تضاد میان محتوای کنش از یک سو و ساختار انتزاعی که بر این محتوا حاکم است از سوی دیگر؛ از سویی فرد معنایی را بر تارک امر اجتماعی می افکند و شبکه معناداری از کنش ها را سامان می دهد که در پراگماتیک زبان باید آن را زیست کرد. از سوی دیگر ما به عنوان دانشمند یا فیلسوف اجتماعی تصور می کنیم که بی نیاز از درونه این کنش های متکثر و بیشمار و فقط با توسل به چارچوب های قیاسی خود می توانیم آنچه را از کار علمی انتظار می رود؛ یعنی, تعمیم انجام دهیم. روش شناسی علوم طبیعی الگویی را در اختیار ما قرار می دهد که بر اساس آن مهم نیست ایده ها و فرضیه ها را از کجا می آوریم مهم این است که این حدس های نخستین را از طریق روش تعمیم علمی عینیت بخشیم. ظاهراً این کار ما را بی نیاز از توجه به معنایی می کند که سوژه های اجتماعی در موقعیت های زندگی برای خود قایل اند. دیدگاه هرمنوتیکی بر اساس نقد این بینش قیاس گرایانه استوار است. توجه به فردیت و بی همتا بودن پدیده ها و درونه کنش این فردیت های متکثر شیوه ای است که در سنت علوم انسانی نزد دیلتای, هیدگر و گادامر دنبال شده است. با وجود این از سوی دیگر توجه به درونه کنش اجتماعی این انتقاد را پیش می آورد که با توصیف معنای کنش ها ما به تبیینی از پدیده ها دست پیدا نمی کنیم. این معنا توصیف شده علت پدیده را به ما نمی گوید. ممکن است ما وظیفه خود را نشان دادن علت پدیده ها ندانیم اما اگر تبیین در فلسفه علم الاجتماع ما مهم باشد این دو دیدگاه به پارادوکسی برای روش شناسی علوم اجتماعی بدل خواهند شد:
- روش قیاس گرایانه علوم طبیعی نمی تواند کثرت تجربه های زیسته را ببیند اما به ما تبیینی از پدیده های انسانی می دهد.
- روش هرمنوتیکی علوم انسانی نمی تواند تبیینی از پدیده های بدهد اما کثرت تجارب زیسته را می بیند.
جامعه شناسی بدن یا جامعه شناسی جنسیت نیز درگیر این دوگانگی خواهد بود. از سویی ما موقعیت های زیسته جنسی متکثری داریم که نمی توان آن را به سادگی به الگو های قیاسی فروکاست, و از سوی دیگر صرف توصیف دنیای زیسته جنسی به ما بینشی از زمینه و خاستگاه معنای دنیای جنسی نمی دهد. استراتژی که می توان برای حل این پارادوکس روش شناختی در پیش گرفت می تواند شامل این نکات باشد:
1. تفکیک مرحله توصیف معنای کنش های جنسی و پرداخت دقیقی از دنیای زیسته جنسی
2. بر کشیدن نظریه تبیینی بر زمینه توصیف هرمنوتیکی که از درونه کنش های جنسی به دست آمده است
3. قرار دادن نظریه تبیینی در سیکل هرمنوتیکی به عنوان فرایند ناتمام فهم
در این مدل روش توصیفی معناکاوانه و روش تبیین علی نخست در عرض یکدیگر قرار می گیرند. پیش از آنکه دست به تعمیم ساختاری برای پدیده ها باشیم و خاستگاه کنش های اجتماعی را به چیزی منسوب کنیم لازم است درکی دقیق از معنای کنشی داشته باشیم که کنشگران جنسی در بستر ارتباطات اجتماعی تولید می کنند. درک اقصادی از اینکه رابطه کنشگران جنسی و زیربنای مادی تولید چیست گمراه کننده خواهد بود اگر قرار باشد هر گرایش تجربه جنسی را بر حسب زیربنای مادی تولید تبیین کنیم. درک نقش اقتصاد یا زیربنای مادی در کنش های فردی زمانی دقت لازم را خواهد داشت که بینش دقیقی از معنای کنش های جنسی در میان گروه های اجتماعی مربوطه داشته باشیم. چه بسا در این معناکاوی دقیق است که خاستگاه مادی مورد ادعا می تواند مبتنی بر درکی درونی از کنش جنسی مورد اشاره باشد. اما بدون فهم معنای کنش از دورن نمی توان به این دقت در مرحله تببین دست یافت و مهمتر از آن اینکه درون این توصیف درونی است که می توان تنگناهای یک نظریه تببینی را که ذاتاً تقلیل گرایانه و تک بعدی است , مشخص ساخت و مورد اصلاح قرار داد.
مبنای نقد ما در اینجا تقلیل گرایی روش های قیاسی در برابر روش های معناکاوانه استقرائی ای است. توصیف خرد موقعیت های زیسته جنسی هر کدام شبکه ای از معنا را کشف می کند که در ساختارهای صوری برساخته شده به دست نمی آید. درون این دنیای معنایی است که پرسش ها و فرضیه ها باید مورد آزمون و تعدیل قرار گیرد. بنابراین روش دور هرمنوتیکی و فرمول:
فهم اجمالی--- نظریه---آزمون بر حسب فهم تفصیلی---اصلاح نظریه تبیینی ,
چرخه ای است که در این استراتژی مد نظر ما خواهد بود. به تعبیر دیگر دنیای زیسته جنسی مبداء و محک حرکت از توصیف معنای کنش جنسی به سمت تبیین کنش جنسی است.
در مجموعه نوشته های خود تلاش می کنیم تا «هرمنوتیک امر جنسی» را بر حسب این استراتژی روش شناختی دنبال کنیم. ما نخست به ترسیم برنامه ای مطالعاتی در مورد هرمنوتیک امر جنسی می پردازیم که بر اساس آن سه گام اساسی را باید برای آن برداشت:
1. نقد رویکرد های مطالعات جنسی بر اساس پیشفرض هرمنوتیکی که می گوید تجربه جنسی مانند سایر تجارب زیسته در نظریه های تبیینی به سود ساختارهای صوری مصادره شده است.
2. طراحی مدلی برای آنچه ما «هرمنوتیک امر جنسی» می نامیم. مطالعه ای که از تجربه زیسته ی امر جنسی آغاز می کند اما در جهت تبیین گام بر می دارد.
3. آزمون این مدل هرمنوتیکی برای تحلیل امر جنسی در ایران. حوزه مطالعاتی که بیش از هر چیز نیاز به فهم دارد و سپس تبیین.