۱۳۸۸ فروردین ۲۹, شنبه

سمپتوم دورکیم

[برای برادرم وحید]
متن: دورکیم چیزی را توصیف نمی کند او نماینده یک بیماری علمی است؛ طبقه بندی بیمار و جز بیمار و یا طبقه بندی همگان همچون بیمار از هر نوع.

پاورقی: نشانه شناسی بیماری خود بیماری دورکیمی است . این گرایش که ما در اینجا به کنایه از آن به نشانه بیماری یاد می کنیم, خصلت شایعی میان دانشمندان مدرن است که بیش از آنکه چیزی را توصیف کنند یک ایدئولوژی مدیریتی را نمایندگی می کند که می تواند زندگی اجتماعی مدرن را هدایت کند. دورکیم زندگی را روایت نمی کند بلکه به عنوان بخشی از زندگی ذاتاً بدوی مدرن یک بیماری شایع در میان رؤسای قبایل ابتدایی را تئوریزه می کند.


۱۳۸۸ فروردین ۲۶, چهارشنبه

اقلیت جنسی , اقلیتی ساختاری است

   
[ برای برادرم حمید]

متن: رابطه های جنسی کوییر رابطه هایی ذاتاً اقلیت است.

پاورقی:هر شکل دیگری از اقلیت تا آنجا که به تولید و زیبایی شناسی آن نزدیک باشد در جریان اصلی اقتدار اجتماعی قرار می گیرد. آنچه که به عنوان اقلیت های قومی, مذهبی و زبانی شناخته می شود اقلیت به معنای ضعیف کلمه است. کوییر ها شکلی از تولید را به چالش می کشند که برای هر شکلی از اجتماع غیر قابل پذیرش است مگر به صورت نمادین. نمادی مانند آثار فرهنگی چیزی بر تولید کلاسیک بورژوازی نمی افزاید اما در دوره معاصر چون بخشی از بازار, مبادله نمادین تاریخ را اقتضا می کند ,می تواند به چرخه مبادله و بازتولید بازگردد. دفاع از اقلیت ها نیز بخشی از مبادله فرهنگی به عنوان مازاد تولید اولیه است. اما این صورت فتیشی شده در چرخه تولید در روزهای رونق و مازاد تولید می تواند به حیات خود ادامه دهد. در روزهای دشواری تولید تاوان خود را خواهد گرفت. تنها در فراقت سرمایه داری و روزهای آفتابی است که اقلیت ها آزادند.




۱۳۸۸ فروردین ۲۵, سه‌شنبه

جنسیت و تقابل با فرادست


متن: در ایران تاریخ تقابل با فرادست, ذیل تاریخ جنسیت است.

پاورقی: تقابل خان و عاشق در ایران بیش از تقابل خان با رعیت یافتنی است. تاریخ جنسیت ایرانی تاریخی است که در حاشیه آن تقابل با ظلم, البته پیرامون مسئله ناموس, نگاشته شده است.«همیشه دعوا بر سر یک دختر است» برای همه ما جمله آشنایی است.


۱۳۸۸ فروردین ۱۶, یکشنبه

جنسیت یا نقش های اقتصادی

متن: سرکوب روی نمی دهد مگر در رابطه دو نقش اقتصادی در برابر هم, جنسیت در این میان روبناست.


پاورقی: جنسیت مردانه و زنانه جز از طریق زیربنای مادی که آن ها را مشروط می کند قابل فهم نیست. آنجاییکه با جایگیزینی دو نقش تاریخی که زن و مرد بر عهده گرفته اند می توان هر دو را ندیده گرفت, مردانگی و زنانگی در کار نیست. از چشم رادیکالیسم روشی مذکّر سازی و مؤنّث سازی تاریخ اندیشه کاری عبث است؛ آنچه این به ظاهر عقل مذکر را می سازد چیزی جز نقش اقتصادی خاصی نیست که اگر زن بر عهده داشت به همین میزان عینیت گرا, استعلاگرا و کلی نگر می شد که سوژه تاریخی مرد شده است. نگاه مذکر سازی نگاهی روبنایی به مسئله است.
در ادامه این تز باید از «مبارزه جنسیتی معکوس» یاد کرد. مبارزه ای که چون بر جنسیت بیولوژیکی به جای نقش های اقتصادی تأکید دارد نمی تواند به خود سرکوب, ریشه ای نگاه کند بنابراین به سرکوبی دیگر دامن می زند. هر مبارزه جنسیتی بدون مبارزه با خود سرکوب بی معنی است.